The Route

شنیده‌ام: طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت، خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیافتند. اما نمی‌دانم چرا  این‌روزها چیزی نمی‌بینم. به بچه‌ها بیشتر فکر می‌کنم. راه را نشانم نمی‌دهند، اما چشمان مصمم‌شان چرا! ایمان دارم که به هدف نزدیک‌ترند...٬

آینه‌ی رنگ‌ها

رنگ‌هایش را به‌خاطر می‌سپارم و نوایش را به جان. نوایی که در گذر زمان و پس از سپری شدن خاطرات بی‌شمار تلخ و شیرین، در کالبدش جای گرفته. هم‌نشینی و مناظره‌ی بسیار دقیق آن‌ها بیشتر از آنیست که تصور می‌کردم. آن‌ها آینه‌ی تمام‌نمای تاریخ این مرز و بوم‌اند.٬